تبلیغات
✮✮قسم به این تیم آبی✮✮استقلال ایران آبروی ایران✮✮ - مطالب بیوگرافی
تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392 | 12:03 قبل از ظهر | نویسنده : rock_ ali
 
بیوگرافی آرش برهانی

----------------------------------------------------------------------------
شناسنامه آرش برهانی
متولد :  ۲۳ شهریور ۱۳۶۲  -   سن:۲۵ سال   -   زادگاه : کرمان، ایران   -   قد ۱٫۷۸ متر
----------------------------------------------------------------------------
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی استقلال تهران   -  شماره پیراهن ۹   -  پُست : مهاجم
----------------------------------------------------------------------------
باشگاه های جوانان :
۱۹۹۷–۲۰۰۱ -  شهرداری کرمان
۲۰۰۱–۲۰۰۲ -  پاس تهران
----------------------------------------------------------------------------
باشگاه های حرفه ای :
1381-1385        پاس تهران
1385-1386        النصر
1386                 پاس تهران
1386 - تا كنون    استقلال تهران
----------------------------------------------------------------------------
تیم ملی :
2003 - 2006   زیر 23 سال    8 بازی ( 8گل)
2003  تا كنون   بزرگسالان      25 بازی ( 8گل )


آرش برهانی در فصل نقل و انتقالات سال ۱۳۸۶ با توجه به این که زمزمه پیوستن او به پرسپولیس تهران شنیده می‌شد، با استقلال تهران قرارداد بست و به این تیم منتقل شد.او در اولین فصل از حضورش در استقلال توانست ۱۰ گل برای این تیم به ثمر برساند اما انتقاد زیادی به وی از لحاظ خراب کردن موقعیت های مناسب گلزنی در آن فصل شد. اما او در فصل بعد و دومین فصل حضور در استقلال به روزهای اوج خود بازگشت و گل‌های فراوانی را برای این تیم ثمر رساند.
آرش برهانی در دوره هشتم لیگ برتر باشگاهای کشور در تاریخ ۶ آبان ۸۷ با زدن ۳ گل پیاپی (هت ریک) به پیکان از لحاظ زمان یک رکورد به خود اختصاص داد او در کمتر از ۹ دقیقه ۳ گل به تیم پیکان زد تا اگر اتوئو سریع‌ترین هت‌تریک ۱۰ سال اخیر بارسلونا را انجام داده، برهانی با نصف زمان مهاجم کامرونی، سریع‌ترین هت‌تریک تاریخ استقلال و لیگ برتر باشد.




طبقه بندی: بیوگرافی،

تاریخ : پنجشنبه 22 بهمن 1388 | 12:10 بعد از ظهر | نویسنده : rock_ ali

 

بیوگرافی

خسرو حیدری هستم. متولد 23 شهریور سال 1362. تا مقطع دیپلم بیشتر درس نخواندم و در سال 1384 هم ازدواج كردم. بچه تهران هستم و یك خواهر هم دارم.

سابقه باشگاهی

فوتبال حرفه‌ای را از تیم ابومسلم آغاز كردم. دو سال در این تیم توپ زدم، سپس به پیكان آمدم. بعد از پیكان سه سال در پاس بازی كردم تا اینكه به تیم مورد علاقه‌ام یعنی استقلال تهران پیوستم.

فوتبالم بهتر از درس بود

از بچگی به فوتبال علاقه داشتم اما هیچ وقت فكر نمی‌كردم به این جایگاه برسم فوتبالم بهتر از درس بود. به همین خاطر ترجیح دادم به سمت فوتبال بروم چون در مقطع جوانان در پرسپولیس بازی می‌كردم طرفدار این تیم بودم. اما الان استقلالی هستم و خیلی به این تیم تعصب دارم.

عاشق رونالدو

الگوی ورزشی من رونالدو بود و بازی این فوتبالیست را خیلی دوست دارم. آرزوی ورزشی‌ام هم این است كه همیشه در راه مثبت حركت كنم. تیم ملی، اولین هدف من است و صددرصد  به این پیراهن خواهم رسید.

محبوبیت بهتر است

شهرت خوب است اما محبوبیت خیلی بهتر است. محبوبیت و مشهور بودن دردسرهایی دارد اما مزایای آن خیلی بیشتر است. به طور كلی دوست دارم، آدم محبوبی باشم چون فوتبالیست محبوب ماندگارتر است تا مشهور.

پدر مخالف بود

پدرم زیاد با فوتبال بازی كردنم موافق نبود. مثل خیلی از پدرهای دیگر می‌گفت كه فوتبال به درسم لطمه می‌زند اما وقتی دید پیشرفت كردم و به موفقیت رسیدم، موافقت كرد و حتی تشویقم نمود.

مثل همه بچه‌ها

من هم در بچگی مثل همه بچه‌ها می‌گفتم دوست دارم دكتر یا خلبان شوم نمی‌دانم چرا آن زمان این مسئله مد شده بود! الان كه به آن زمان فكر می‌كنم، خنده‌ام می‌گیرد. اما به فوتبالیست شدن هم فكر می‌كردم مدتی هم در جواهرسازی كار می‌كردم. شاید اگر فوتبالیست نمی‌شدم، این كار را ادامه می‌دادم.

((((البته جوونهای امروز هم امپول زنن <دکتر> هم چتر باز<خلبان>)))

نقش ماندگار

اگر قبول كنیم كه تشویق و حمایت خانواده و پدر و مادر باعث ارتقای جایگاه فرد می‌شود به این نتیجه می‌رسیم كه پیشرفت و ترقی آدم باید از خانواده شروع شود.

هفته‌به‌هفته

استقلال، فصل پرفراز و نشیبی داشته است. در یك برهه افت كردیم كه طبیعی بود چرا كه بحران سراغ هر تیمی می‌رود. خوشحالم كه این دوران برای استقلال كوتاه بود و هفته به هفته بهتر شدیم.

دایی، كارش را بلد است

تیم ملی خیلی خوبی داریم. افشین خرس قطبی كارش را خوب بلد است و مطمئنم او با تیم ملی موفق شده و به جاهای خوبی میرسیم. من هم تلاش می‌كنم با انجام بهترین بازی‌ها در استقلال در تیم ملیهم خوب بازی کنم.

حلالیت از همه

اگر یك روز به آخر عمرم مانده باشد، می‌روم از همه حلالیت می‌طلبم آنقدر فرصت ندارم كه كار خوب انجام بدهم تا به درد آخرت بخورد به همین خاطر فقط حلالیت می‌طلبم.

لیگ اروپایی

سقف آرزوی بیشتر فوتبالیست‌های ما لژیونر شدن است. دوست دارم به قدری خوب باشم كه به لیگ‌های اروپایی راه پیدا كنم.

هدف، خوشبختی است

خانواده‌ای را سبز می‌دانم كه همه باهم خوب باشند و یك هدف را دنبال كنند كه آن سعادت و خوشبختی اعضای آن باشد.



طبقه بندی: بیوگرافی،

تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1388 | 12:26 بعد از ظهر | نویسنده : rock_ ali

سلام امروز با بیوگرافی صمد خان اومدم...

عبدالصمد مرفاوی مهاجم اول تیم ملی ایران در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ ؛او که سالهاست بدون کوچکترین ادعا به کار خودش مشغول است . بیشتر اهل عمل است تا حرف زدن ؛ چه زمانی که بهترین گلزن استقلال بود و چه پس از آن که مربی تیمهای پایه استقلال شد و چه حالا که سرمربی تیم مدعی اول قهرمانی لیگ برتر است.
شخصیت مرفاوی را باید درون گرا توصیف کرد اما تعصب او به استقلال و حساسیت او به پرسپولیس درونگرا بودن او را تا حدودی نقض می کند.
کاشف بازیکنانی چون آندرانیک تیموریان ، مجتبی جباری و ... هرگز زحماتی را که برای این ستاره های نوظهور فوتبال در دوران نوجوانی شان کشیده به رخ نکشید.
او حتی از ناصر حجازی هم که بگونه ای زمینه ی جدایی اش از تیم محبوبش استقلال را فراهم کرد، به نیکی یاد می کند.
- متولد ۱۳۴۳ در خرمشهر. متاهل
- ۲۲ از تیم دارایی به استقلال آمد.
در آن زمان استقلال بازیکنان بزرگی داشت مثل مختاری فر- آقای بیانی- مظلومی و ... وی چون خیلی جوان بود نمی‌توانست در تیم استقلال بازی کند.
موقعی که به استقلال آمد خیلی ها او را نمی خواستند اما وقتی جزء خانواده استقلال شد، کم کم جو تغییر کرد.
- آقای کردنوری مدیرعامل استقلال در آن زمان، وی را به استقلال آورد.
در آن زمان آقای پورحیدری مربی استقلال بود.
در زمان مرحوم پرویز دهداری به تیم ملی دعوت شده بود

   

فصل 1385_86 سرمربی تیم استقلال شد که در آخر با این تیم به مقام چهارم نائل گردید.




طبقه بندی: بیوگرافی،

تاریخ : جمعه 13 آذر 1388 | 12:48 بعد از ظهر | نویسنده : rock_ ali

این هم بیوگرافی فرهاد مجیدی امیدوارم خوشتون بیاد

فرهاد مجیدی از کشاورز تا بازگشت به استقلال!

سوم ژوِئن سال 1977 و یا بهتر بگوییم 13 خرداد 1355 در تهران به دنیا آمد. در یک خانواده اصیل با وضعیت مالی و اجتماعی خوب رشد کرد. کم کم به فوتبال علاقه مند شد. او در کنار دو خواهر و یک برادر بزرگ شد. برادر کوچک تر فرهاد را هم خوب می شناسید. فرزاد مجیدی که درست بسان فرهاد از بهمن به استقلال تهران پیوست. فرهاد از کودکی عاشق فوتبال بود. از تیم های پایه کار خود را آغاز کرد. گرچه مادرش به طور کلی مخالف حضور او در میادین فوتبال بود اما پدرش از همه نظر یار و پشتیبان او بود. فرهاد مجیدی این روزها دوباره پیراهن استقلال تهران را بر تن کرده است. پیراهنی که با آن به فرهاد مجیدی تبدیل شد و شاید با آن از دنیای فوتبال خداحافظی کند.

آغاز یک راه طولانی

اولین تیم رسمی و تقریباً مطرح او جوانان کشاورز بود. تیمی که با کمبود امکانات مواجه بود اما با این حال این مساله باعث نشد تا فرهاد مجیدی فوتبال را کنار بگذارد. پس از حضوری تقریبا کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سنی به تیم بهمن پیوست. وضعیت در تیم جوانان بهمن بهتر از کشاورز بود. روزی 3 بار تمرین می کرد. تمرین های سنگین و نفس گیر. برای حضور در مسابقات استانی به تیم صنایع پارچین پیوست و مدت کوتاهی به صورت بازیکن قرضی در این تیم توپ زد. درخشش او در تیم صنایع باعث شد تا مربیان تیم امید بهمن برای جذب دوباره او تلاش کنند. پس از هشت ماه بازی در صنایع پارچین وارد تیم امید بهمن بود. او می دانست که اگر در رده سنی امید موفق ظاهر شود می تواند به تیم بزرگسالان و مطرح بهمن راه پیدا کند. پس وقت تلاش بود! تلاشی برای رسیدن به یک آرزوی دیرینه! او پس از یک دوره کوتاه به آرزویش رسید و پیراهن تیم بزرگسالان بهمن را بر تن کرد. آن روزها بهمن در شرایط خوب و آرمانی قرار داشت. او حالا آرزوهای بزرگتری در سر داشت...

حضور در استقلال!

پس از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به استقلال تهران پیوست. تیمی که همیشه آرزوی پوشیدن پیراهنش را در سر داشت. فرهاد مجیدی می دانست که راه سختی در پیش دارد. راهی که به قله های افتخار ختم می شد. او در استقلال به یک شاه مهره تبدیل شد! شم بالای گلزنی و هوش فوق العاده او باعث شد که به یکی از موفق ترین و محبوب ترین بازیکنان آن زمان استقلال تبدیل شود. به واقع می توان از فرهاد مجیدی به عنوان یکی از ستاره های اواخر دهه هفتاد نام برد. گل که می زد یک دستش را روی سینه می گذاشت و دست دیگر را باز می کرد! حرکت او بعد از هر گل تکرار می شد. مجیدی سالها برای استقلال بازی کرد و در واقع همین مساله باعث شد که حتی امروز محبوبیت خاصی بین هواداران استقلال داشته باشد.

اروپا، مقصد بعدی فرهاد!

درخشش او در بازیهای لیگ ایران و حتی در سطح آسیا با پیراهن استقلال باعث شد تا سران باشگاه راپید وین اتریش که با استقلال روابط حسنه ای داشتند سخت به دنبال جذب فرهاد باشند. فرهاد مجیدی تصمیم خود را گرفت و در زمان حضور فتح الله زاده به اتریش ترانسفر شد. گرچه حضور او در اتریش چندان رویایی و همراه با موفقیت نبود اما فرهاد همیشه از آن به عنوان یک تجربه طلایی یاد می کند. اختلاف در مبلغ قرارداد و همین طور یکی دو مصدومیت سنگین باعث شد تا فرهاد مجیدی فکر ادامه فوتبال در اروپا را از سر خود بیرون کند. رضایت نامه او بعد از یک فصل نا موفق در اتریش صادر شد...

امارات، نقطه آغاز...

شاید فکرش را نمی کرد که در امارات به آن همه موفقیت برسد. اولین تیم او در امارت الوصل بود. پس از مدت کوتاهی با شرایط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم به یک ستاره محبوب در بین شیوخ اماراتی تبدیل شد و پوسترهای او در سرتاسر امارات به چشم می خورد. سبک بازی او با دیگر بازیکنان آنقدر متفاوت بود که بازیهای او خیلی زود به چشم آمد. فرهاد مجیدی از نظر مالی نیز آنقدر تامین بود که جایی را جز امارات ترجیح نمی داد. پس از الوصل به الاهلی امارات پیوست. در آنجا نیز بازیهای خوبی به نمایش گذاشت. اما در سال 2003 به عنوان بازیکن قرضی به تیم العین امارات پیوست تا در جام باشگاههای امارات به میدان برود. او آن سال در بازی نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا و در برابر دالیان درخشید و به یک قهرمان تبدیل شد. گل رویایی او در آن بازی العین را به فینال جام باشگاهای آسیا برد و در آخر او با العین قهرمانی در آسیا را تجربه کرد. او دوباره به الاهلی پیوست. در طول مدت حضور در الاهلی حدود 130 گل برای این تیم به ثمر رساند و در سال 2006 با این تیم قهرمان لیگ امارات شد.

حضور کم فروغ در رده ملی!

او در سال 1375 برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. محمد مایلی کهن مربی وقت تیم ملی به توانایی های فرهاد اعتقاد داشت. فرهاد مجیدی اولین بازی ملی خود را در برابر کویت و در سال 1375 انجام داد. گرچه او همراه تیم ملی به جام جهانی 1998 فرانسه هم رفت اما از او به عنوان یک بازیکن کم فروغ در رده ملی یاد می شود. او در حالی که در اوج بود و در امارات می درخشید خیلی کم به تیم ملی دعوت می شد و زمانی هم که به اردو ها ملحق می شد به دلیل دوری طولانی از تیم ملی نمی توانست به هماهنگی لازم برسد. او در طول دوران بازیگری خود 41 بازی ملی انجام داده است و تنها موفق به ثمر رساندن 10 گل شده است.

بازگشت به استقلال...

مشکلات داخلی او با مدیران النصر امارات و فسخ قراردادش باعث شد تا در بدو ورود دوباره ناصر حجازی به استقلال، صحبت از بازگشت فرهاد مجیدی به میان آید. فرهاد مجیدی پس از کش و قوس های فراوان به استقلال پیوست تا به قولی که در زمان جدایی اش از استقلال داده بود عمل کند. او در حالی به استقلال پیوست که مدیران پرسپولیس نیز به دنبال جذب او بودند. فرهاد مجیدی پس از رفت و آمدهای فراوان بلاخره کارت آی تی سی خود را دریافت کرد تا به عنوان شاه مهره آبی ها از او یاد شود.

فرهاد مجیدی این روزها در تهران به همراه همسر و دخترش تیام زندگی می کند و می خواهد با درخشش در تیم محبوب و اسبق خود بار دیگر به یک ستاره تبدیل شود. او آمده است تا خودی نشان دهد. بار دیگر با پیراهن استقلال گلزنی کند و آن حرکات معروف خود پس از گلزنی را اینبار در استادیوم آزادی انجام دهد.

با آرزوی موفقیت برای او و تمام دوستدارانش

فرهاد مجیدی از کشاورز تا بازگشت به استقلال!

سوم ژوِئن سال 1977 و یا بهتر بگوییم 13 خرداد 1355 در تهران به دنیا آمد. در یک خانواده اصیل با وضعیت مالی و اجتماعی خوب رشد کرد. کم کم به فوتبال علاقه مند شد. او در کنار دو خواهر و یک برادر بزرگ شد. برادر کوچک تر فرهاد را هم خوب می شناسید. فرزاد مجیدی که درست بسان فرهاد از بهمن به استقلال تهران پیوست. فرهاد از کودکی عاشق فوتبال بود. از تیم های پایه کار خود را آغاز کرد. گرچه مادرش به طور کلی مخالف حضور او در میادین فوتبال بود اما پدرش از همه نظر یار و پشتیبان او بود. فرهاد مجیدی این روزها دوباره پیراهن استقلال تهران را بر تن کرده است. پیراهنی که با آن به فرهاد مجیدی تبدیل شد و شاید با آن از دنیای فوتبال خداحافظی کند.

آغاز یک راه طولانی

اولین تیم رسمی و تقریباً مطرح او جوانان کشاورز بود. تیمی که با کمبود امکانات مواجه بود اما با این حال این مساله باعث نشد تا فرهاد مجیدی فوتبال را کنار بگذارد. پس از حضوری تقریبا کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سنی به تیم بهمن پیوست. وضعیت در تیم جوانان بهمن بهتر از کشاورز بود. روزی 3 بار تمرین می کرد. تمرین های سنگین و نفس گیر. برای حضور در مسابقات استانی به تیم صنایع پارچین پیوست و مدت کوتاهی به صورت بازیکن قرضی در این تیم توپ زد. درخشش او در تیم صنایع باعث شد تا مربیان تیم امید بهمن برای جذب دوباره او تلاش کنند. پس از هشت ماه بازی در صنایع پارچین وارد تیم امید بهمن بود. او می دانست که اگر در رده سنی امید موفق ظاهر شود می تواند به تیم بزرگسالان و مطرح بهمن راه پیدا کند. پس وقت تلاش بود! تلاشی برای رسیدن به یک آرزوی دیرینه! او پس از یک دوره کوتاه به آرزویش رسید و پیراهن تیم بزرگسالان بهمن را بر تن کرد. آن روزها بهمن در شرایط خوب و آرمانی قرار داشت. او حالا آرزوهای بزرگتری در سر داشت...

حضور در استقلال!

پس از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به استقلال تهران پیوست. تیمی که همیشه آرزوی پوشیدن پیراهنش را در سر داشت. فرهاد مجیدی می دانست که راه سختی در پیش دارد. راهی که به قله های افتخار ختم می شد. او در استقلال به یک شاه مهره تبدیل شد! شم بالای گلزنی و هوش فوق العاده او باعث شد که به یکی از موفق ترین و محبوب ترین بازیکنان آن زمان استقلال تبدیل شود. به واقع می توان از فرهاد مجیدی به عنوان یکی از ستاره های اواخر دهه هفتاد نام برد. گل که می زد یک دستش را روی سینه می گذاشت و دست دیگر را باز می کرد! حرکت او بعد از هر گل تکرار می شد. مجیدی سالها برای استقلال بازی کرد و در واقع همین مساله باعث شد که حتی امروز محبوبیت خاصی بین هواداران استقلال داشته باشد.

اروپا، مقصد بعدی فرهاد!

درخشش او در بازیهای لیگ ایران و حتی در سطح آسیا با پیراهن استقلال باعث شد تا سران باشگاه راپید وین اتریش که با استقلال روابط حسنه ای داشتند سخت به دنبال جذب فرهاد باشند. فرهاد مجیدی تصمیم خود را گرفت و در زمان حضور فتح الله زاده به اتریش ترانسفر شد. گرچه حضور او در اتریش چندان رویایی و همراه با موفقیت نبود اما فرهاد همیشه از آن به عنوان یک تجربه طلایی یاد می کند. اختلاف در مبلغ قرارداد و همین طور یکی دو مصدومیت سنگین باعث شد تا فرهاد مجیدی فکر ادامه فوتبال در اروپا را از سر خود بیرون کند. رضایت نامه او بعد از یک فصل نا موفق در اتریش صادر شد...

امارات، نقطه آغاز...

شاید فکرش را نمی کرد که در امارات به آن همه موفقیت برسد. اولین تیم او در امارت الوصل بود. پس از مدت کوتاهی با شرایط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم به یک ستاره محبوب در بین شیوخ اماراتی تبدیل شد و پوسترهای او در سرتاسر امارات به چشم می خورد. سبک بازی او با دیگر بازیکنان آنقدر متفاوت بود که بازیهای او خیلی زود به چشم آمد. فرهاد مجیدی از نظر مالی نیز آنقدر تامین بود که جایی را جز امارات ترجیح نمی داد. پس از الوصل به الاهلی امارات پیوست. در آنجا نیز بازیهای خوبی به نمایش گذاشت. اما در سال 2003 به عنوان بازیکن قرضی به تیم العین امارات پیوست تا در جام باشگاههای امارات به میدان برود. او آن سال در بازی نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا و در برابر دالیان درخشید و به یک قهرمان تبدیل شد. گل رویایی او در آن بازی العین را به فینال جام باشگاهای آسیا برد و در آخر او با العین قهرمانی در آسیا را تجربه کرد. او دوباره به الاهلی پیوست. در طول مدت حضور در الاهلی حدود 130 گل برای این تیم به ثمر رساند و در سال 2006 با این تیم قهرمان لیگ امارات شد.

حضور کم فروغ در رده ملی!

او در سال 1375 برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. محمد مایلی کهن مربی وقت تیم ملی به توانایی های فرهاد اعتقاد داشت. فرهاد مجیدی اولین بازی ملی خود را در برابر کویت و در سال 1375 انجام داد. گرچه او همراه تیم ملی به جام جهانی 1998 فرانسه هم رفت اما از او به عنوان یک بازیکن کم فروغ در رده ملی یاد می شود. او در حالی که در اوج بود و در امارات می درخشید خیلی کم به تیم ملی دعوت می شد و زمانی هم که به اردو ها ملحق می شد به دلیل دوری طولانی از تیم ملی نمی توانست به هماهنگی لازم برسد. او در طول دوران بازیگری خود 41 بازی ملی انجام داده است و تنها موفق به ثمر رساندن 10 گل شده است.

بازگشت به استقلال...

مشکلات داخلی او با مدیران النصر امارات و فسخ قراردادش باعث شد تا در بدو ورود دوباره ناصر حجازی به استقلال، صحبت از بازگشت فرهاد مجیدی به میان آید. فرهاد مجیدی پس از کش و قوس های فراوان به استقلال پیوست تا به قولی که در زمان جدایی اش از استقلال داده بود عمل کند. او در حالی به استقلال پیوست که مدیران پرسپولیس نیز به دنبال جذب او بودند. فرهاد مجیدی پس از رفت و آمدهای فراوان بلاخره کارت آی تی سی خود را دریافت کرد تا به عنوان شاه مهره آبی ها از او یاد شود.

فرهاد مجیدی این روزها در تهران به همراه همسر و دخترش تیام زندگی می کند و می خواهد با درخشش در تیم محبوب و اسبق خود بار دیگر به یک ستاره تبدیل شود. او آمده است تا خودی نشان دهد. بار دیگر با پیراهن استقلال گلزنی کند و آن حرکات معروف خود پس از گلزنی را اینبار در استادیوم آزادی انجام دهد.




طبقه بندی: بیوگرافی،

تاریخ : پنجشنبه 30 مهر 1388 | 04:12 بعد از ظهر | نویسنده : rock_ ali

فابیو جان‌واریو

جان واریو
شناسنامه
نام کامل فابیو دانیل جان واریو
زادروز ‎۳ سپتامبر ۱۹۷۹ (۲۹ سال)
زادگاه لوندرینا، Brazil برزیل
لقب(ها) ریکاردو
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی استقلال تهران
شمارهٔ پیراهن ۳۷
پُست مهاجم ٬ هافبک
باشگاه‌های حرفه‌ای

Brazil کاسکاول
Brazil کولوتینا
Brazil ویتوریا
الگو:Country alias POR گیل ویسنته
الگو:Country alias PORبلنسس
ایران فولاد خوزستان
ایران استقلال تهران

فابیو دانیل جان واریو (به پرتغالی: Fábio Daniel Januário) (زادهٔ ۳ سپتامبر ۱۹۷۹ در لوندرینا در برزیل) یک بازیکن فوتبال برزیلی است. آخرین بروز رسانی : ۳ مرداد ۱۳۸۷

تعداد فصل تیم کشور دسته ی باشگاه حضور در بازی گل
۹۸/۹۹ کاسکاول پرچم برزیل برزیل ۱ ۱۴ ۶
۹۹/۰۰ کاسکاول پرچم برزیل برزیل ۱ ۱۹ ۸
۰۰/۰۱ کاسکاول پرچم برزیل برزیل ۱ ۲۱ ۹
۰۱/۰۲ کاسکاول پرچم برزیل برزیل ۱ ۲۵ ۱۳
۰۲/۰۳ ویتوریا پرچم برزیل برزیل ۱ ۰ ۰
۰۳/۰۴ گیل ویسنته پرچم پرتغال پرتغال ۱ ۱۵ ۷
۰۴/۰۵ گیل ویسنته پرچم پرتغال پرتغال ۱ ۲۱ ۴
۰۵/۰۶ بلننسس پرچم پرتغال پرتغال ۱ ۱۱ ۳
۰۵/۰۶ بلننسس پرچم پرتغال پرتغال ۱ ۲۹ ۴
۰۶/۰۷ فولاد خوزستان پرچم ایران ایران ۱ ۱۰ ۴
۰۷/۰۸ فولاد خوزستان پرچم ایران ایران ۲ ۲۵ ۱۰
۰۷/۰۸ استقلال تهران پرچم ایران ایران ۱

 

 




طبقه بندی: بیوگرافی،

  • تله کام
  • فروش بک لینک
  • کارت شارژ همراه اول